X
تبلیغات
شعرعاشقانه یکتاتک
دریافت همین آهنگ


عکس و مطالب عاشقانه

من پذیرفتم که عشق افسانه نیست

این دل درداشنا دیوانه نیست

میروم شاید فراموشت کنم

با فراموشی هم اغوشت کنم

میروم از رفتن من شاد باش

از عذاب دیدنم ازاد باش

گرچه تو تنهاتر از ما میروی

ارزو دارم ولی عاشق شوی

ارزو دارم بفهمی درد را 

تلخی برخوردهای سرد را 

میرسد روزی که بی من

لحظه ها را سر کنی

میرسد روزی که مرگ عشق را باور کنی...

چهارشنبه 23 مرداد1392 21:35 |- محمد -|



سردردها یم

کابوس هایم

و تمام این کز کردن هایم را در این روزها مدیون توام...

نه

مدیون خودم هستم

تو که گناهی نداری

گناه را من دارم

و این ها تنها بخشی از تاوان این گناه است

اما... برای تو درد کشیدن هم زیباست

کاش آخر این غصه قصه ای زیبا باشه که تو شاعرش باشی...

چهارشنبه 23 مرداد1392 21:26 |- محمد -|



تو نفهمیدی ... که برای داشتنت


دلم را نه ...


          عشقم را نه ...


                    رویاهایم را نه ...


براي داشتنت حسي را دادم که


بدون آ ن  دیگر من، آ ن  " من " سابق نیستم!


حالا يکي هستم مثل بقيه ... نه ... 


يکي مثل يخ، سرد ...


           يکي مثل ديوار، بي روح ...


                     يکي مثل خودم اما بي حس ...!


و اين کشنده است، اما نمي کشد !


دلم مالِ تو ،


          عشقم مال ِ تو ،


                    روياهايم را هم نمي خواهم


اما " من ِ " خودم را پس بده ...


با اين " من ِ الآن " خیلی غريبه ام !!!


                اين حس کشنده است اما نمي کشد

چهارشنبه 23 مرداد1392 21:23 |- محمد -|


 سفری غریب داشتم توی چشمای قشنگت،سفری که بر نگشتم غرق شدم توی نگاهت، دل ساده ی ساده کوله بار سفرم بود،چشم تو مثل یه سایه همجا همسفرم بود،من همون لحظه اول آخر راهو میدیدم،تپش عشق و تو رگهام عاشقانه می چشیدم

دوشنبه 20 خرداد1387 19:5 |- محمد -|


آدمک آخر دنیاست بخنــــد

آدمک مرگ همین جاست بخنــد


دست خطــی که تو را عـاشق کرد

شوخی کاغــذی ماست بخنــد

آدمک خر نشــوی گریه کنی !

کل دنیا ســراب است بخنــد

آن خدایی که بزرگش خواندی

به خدا مثل تو تنهاست بخنـد ....

دوشنبه 20 خرداد1387 18:50 |- محمد -|


بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است .

برای کسانی که از سمیم قلب دوستشان دارم

دوشنبه 12 فروردین1387 21:12 |- محمد -|


كاش قلبم درد پنهاني نداشت

چهره ام هرگز پريشاني نداشت

كاش مي شد دفتر تقدير عشق

حرفي از يك روز باراني نداشت

كاش مي شد راه سخت عشق را

بي خطر پيمود و قرباني نداشت

 

دوشنبه 12 فروردین1387 21:11 |- محمد -|


شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند ...

فرشته پری به شاعر دادوشاعر . شعری به فرشته ...

شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعر هایش بوی اسمان گرفت ...

فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه ی عشق گرفت ...

خدا گفت : دیگر تمام شد ... دیگر زندگی برای هر دو تان دشوار می شود ...

زیرا شاعری که بوی اسمان رابشنود . زمین برایش کوچک است ...

و فرشته ای که مزه ی عشق را بچشد . اسمان برایش کوچک است

 

دوشنبه 12 فروردین1387 21:10 |- محمد -|


به او گفتم زیبا ترین آهنگی که تا به حال شنیده ای برای من بخوان

دو دستش را بر چشمانش نهاد و آرام و بی صدا گریست

وآهنگ فرو افتادن اشکهایش بر روی گونهایش هر دری را به سوی مسیر اشکها رهنمون می کرد

براستی

محبت چگونه چشمه ای ست

که هر کس قطره ای از آن را بنوشد

یک دریا خواهد گریست...

دوشنبه 12 فروردین1387 21:8 |- محمد -|


نمی دانم چرا دیگر چشمانم در جاده انتظار منتظر تو نیست

نمی دانم چرا دیگر با امدنت صدای پایت برایم هیجان اور نیست

چرا دیگر دیدن چشمانت برایم یک رویا نیست

چرا دیگر بودن و نبودنت برای من مهم نیست

نمی دانم چه شد بر من ؟

دلم می خواهد ...

دلم می خواهد که باور کنم که زندگی زیباست

دلم می خواهد باور کنم که بهار نمی میرد در بطن زمان

دلم می خواهد بهترین ملودی را برای زندگی بسازم

دلم می خواهد با امید بمیرم

دلم می خواهد

و دیگر هیچ ...

   از این عشق به هر عشق جهان می خندم

                                 هر که ارد سخن عشق به ان می خندم                  

  روزی از عشق دلم سوخت که خاکستر شد

             بعد از این سوز به هر سوز جهان می خندم                                                     

 

 

دوشنبه 12 فروردین1387 21:3 |- محمد -|


شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند ...

فرشته پری به شاعر دادوشاعر . شعری به فرشته ...

شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعر هایش بوی اسمان گرفت ...

فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه ی عشق گرفت ...

خدا گفت : دیگر تمام شد ... دیگر زندگی برای هر دو تان دشوار می شود ...

زیرا شاعری که بوی اسمان رابشنود . زمین برایش کوچک است ...

و فرشته ای که مزه ی عشق را بچشد . اسمان برایش کوچک است .

دوشنبه 12 فروردین1387 20:59 |- محمد -|


خدايي اين دنيا چقدر ارزش داره ؟

ارزش اينو داره كه من ، كه تو ، قلب همديگه رو بشكنيم

به خدا نداره

هيچ چيز ارزش قلب من و تو رو نداره

پس يه كاري كن

بيا قول بديم

قول بديم كه هميشه مواظب قلب همديگه باشيم

آره

مطمئن باش اينجوري واسه هميشه تو قلب هم جاودانه مي شيم .

دوست دارم...

دوشنبه 12 فروردین1387 20:53 |- محمد -|


ÉOó¡Î0 «!$# Ç`»uH÷q§9$# ÉOŠÏm§9$#

السلام عليكم يا اهل بيت النبوه (ع)

السلام عليك يا ابالفضل العباس (ع) يا ابالغوث ادركني !

يا محمد يا علي يا فاطمه يا مولاي يا صاحب الزمان ادركني و لاتهلكني !

اللهم سرحني عن الهموم و الغموم و وحشه الصدر و وسوسه الشيطان

برحمتك يا ارحم الراحمين .

شب تاسوعا بر عزاداران حسيني تسليت باد !

پنجشنبه 27 دی1386 23:40 |- محمد -|


عکس عاشقانه برای عزیز ترین هاتون

یکشنبه 20 آبان1386 20:44 |- محمد -|


پنداشتم كز امدنش غم ز دل رود
همراه غير امد و دردم فزود و رفت

دوشنبه 14 آبان1386 9:12 |- محمد -|


پرنده ی اولی پرواز را دوست نداشت

پرنده ی دومی اشیانه را دوست نداشت

پرنده ی سومی پریدن را دوست نداشت

پرنده ی اولی پرواز کرد می گویند به سرزمین خوشبختی رفته

پرنده دومی با همه ی وجودش عشق ورزید می گویند اشیانه ی عشقش را پیدا کرده

پرنده سومی رفت پرید می گویند برای همیشه پرواز کرد ولی هیچکس نفهمید به کجا

جمعه 20 مهر1386 17:41 |- محمد -|


 

ادمک می رقصد

در هرروز از این

زمانه

چه با هوس      و...

چه بی هوس

جمعه 20 مهر1386 17:37 |- محمد -|


 

تا با غم عشق تو هم اواز شدم

صد بار به عدم باز شدم

زان سوی عدم نیز بسی پیمودم

رازی بود کنون همه راز شدم

جمعه 20 مهر1386 17:36 |- محمد -|


 

باید که در قفس کنون باز شود

یک فصل به نام عشق اغاز شود

تا خاطره مان دریاد همه

بال و پرمان دلیل پرواز شود

جمعه 20 مهر1386 17:35 |- محمد -|


عشق یعنی لحظهای التهاب

عشق یعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی قطره ودریا شدن

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراقش سوختن

جمعه 20 مهر1386 17:34 |- محمد -|


adidas-thems